لحظه های بی من ِ تو :

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

من آمده ام تا تو را با خود ببرم.

اما انگار که دیگر هر گز بر نخواهی گشت....

می آیی ؟

؟؟؟؟؟

یا دنیای خود ترجیح میدهی به من؟

 

 

 

دلواپس لحظه های بی من ِ  تو هستم....

آن لحظه ها به یاد می آوری منتظرت را ؟

یا شاید یادآورت تنها قاب چشمانت باشد؟

کاش میدانستم قاب چشمانت که را در آغوش دارد....

                                    در لحظه های بی من ِ تو!

 

 

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ع.ش.ق

کاش می بردی از امروز ، به سمت روزهای بارانی..

ترمه

نماز روزتون قبول..نوشته قشنگی بود

tara

دل نوشته هات به دل می شينه... ....ومی توان جلوه ی خدا را در محبت يافت ان هنگام که سنگ سنگدل ترينها را می شکند...و مرگ پايان کبوتر نيست شروع زندگی است در دنيای عاشقان... ياحق

fattah

ياس خوبم سلام از اينکه نگاهت را در نتهائی خود يافتم خوشحالم باز هم برنتهائيم ببار و ابيارم کن به يادت هستم به يادم باش دوست تو فتاح

ترانه مجهول !!!

بی تو ساز شکسته ام بی تو.....چشمت روشن بانو ! قربانت:خواهر کوچيکه!

زردملیجه

سلام.دلم واستون تنگ شده بود گفتم بيام يه سر بزنم.اين روزا دلم واسه همه تنگ می شه.حتی واسه خودم...

محبت

گاهی دلواپس ميشم ...ولی بعد مطمئنم ميکنه که يک لحظه هم بدون من نيست !!!.....عيدتون مبارک ....

Amir

kheyli khube.omidvaram ke movafagh bashid

سكينه

بی خيال اين دل آخه دل بی محبت به چه دردی ميخوره؟