یک شب دیگر:

در آرزوي ديدن ماه
آن شب رفتم بر بام
و تو باز در حياط خانه نشسته بودي،
لب حوض
ميشستي سيب سرخ
ماهي هاي احساس هم بودند
موهايت باز در دست باد رقصان بود
شقايقها چه بوي خوشي ميدادند
و تو فازغ از دنياي من
ميپاشيدي آب بر روي ماهيهاي احساسم
بي آنکه بداني
برگها بوي چه ميدهند
رودها سوي چه ميروند
بادها بهر چه ميوزند
و من خيره در امواج آبهاي حوض
عکس تو در آن ميديدم
18/10/81

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
galia

بوز ای باد صبا کز وزيدنت طعم زندگی ميگيرم...خروشان تر از هر موج دل انگيز سحر....کز شوق آمدنت رنگ به رنگ شده است... مرسی که به من سر زدی...بلاگ محشری داری...جدی ميگم... سبز باشی...

ترمه

اين متن واقعا قشنگ بود

رامین

رفته بودم سر حوض... تا بينم شايد... عکس تنهائی خود را در آب...

NAZINA

سلام...خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش مائيم كه يا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم هر پسين اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟ اي راز اي رمز اي همه روزهاي عمر مرا اولين و آخرين...ممنون از لطفت...شاد باشی

محبت

براي ديدن ماه به بام رفتي و نميدانستي كه ماه را كنار حوض كوچك حياط جا گذاشته اي ؟؟؟؟؟؟؟ ........ از تصورش بصورت يك كليپ لذت بردم ..........

elham

من دشمن توام هوهوي باد خبرچين اما به اسم لرزان شكوفه نرگس خواهمت بخشيد چرا كه جرم وزيدن تو از بيراههُ رفتن اين زندگي ست . من دشمن توام چاقوي بي چرا بريده مجبور اما به نام همين پاره نان بي تقسيم خواهمت بخشيد چرا كه قرنهاست هم از خواب خوش غلاف بازت گرفته اند حقيقت اينست كه تنها آدميزاده سحرنشين بي انتقام به اردي بهشت علاقه و آرامش آينه خواهد رسيد

شادي

تو , همه راز جهان ريخته در چشم سياهت , من همه محو تماشاي نگاهت . آسمان صاف و شب آرام , بخت خندان و زمان رام . خوشه ماه فروريخته در آب , شاخه ها دست برآورده به مهتاب . ... چون كبوتر , لب بام تو نشستم , تو به من سنگ زدي , من نه رميدم , نه گسستم . / بعضي وقتا , فاصله ها از هم اونقدريه كه زبان هم از گفتنش عاجزه . خوشحال ميشم به ديار گفته ها و نوشته ها گذري كنيد . / پايان كلام : شاد باشيد و شادي آفرين .

حبيب قاضي زاده

سلام خدمت رعنا خانم گل.اميد كه خوش و خرم باشيد.بسيار شعر قشنگي رو در وب نوشتيد.خسته نباشيد.براتون سلامتي و موفقيت رو آرزو مي كنم.با احترام .در پناه حق

naser

لام خوبی مينويسی اما تو وبلاگ کوتاه خوب هست..... شاد باشی . منتظرم که نظری به اين شعر رفيقم بندازی اوکی ممنونم