از همه

حسبی الله


و این روزها را تو نمیدانی چطور خواهد گذشت...


سلام

سلامی که بگوش ستاره ها آویخته ام بر تو 

سلامی که لابلای گلبرگ های گلهای محمدی، پیچیده ام بر تو


این روزها زیاد نامه نوشته ام، برای بچه ها، برای دلتنگی ها، برای لبخندها، برای اشکها، برای تو و حتی برای مدیر مدرسه.

اما هنوز و همچنان ساکتم، ساکت تر از همان ستاره هایی که سلامم را از آنها وام گرفته ام.

یا ساکت تر از گلهای محمدی

نه گلهای محمدی صدا دارند نه ستاره ها

اما عِطر گلهای محمدی سِحر کننده است، 

سلامهای معطرم ب تو

به تو که در روزها و شبهایم پیچیده ای و مثل عِطری سِحرانگیز مرا افسون کرده ای و کشان کشان ، افتان و خیزان و سر سپرده می بری ام...

می بری ام به هر کجا

به کجایی که میل توست

و من سر سپرده ام به تو

ک ببری ام....

سلام من به تو که می بَری ام 

             می بُری ام

                   از همه، از همه، از همه.....


#منوتووتنهایی

#نامه ی نمیدانم چند


/ 0 نظر / 48 بازدید