جرم عاشقي:

سر بر زانو نهاده ام
مانند عاشقي بي دل
اما عشق در نزديکي من است
در همين هواي پهلويي
اشکانم بر گونه هايم ميچکد
حجم عشق را ميبينم که بر دريچه قلبم فشار ميآورد
مواخده شده ام
براي عاشقي!

Ghostly%20s.jpg

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ع.ش.ق

واويلا از حجم انبوه عشق. ممنونم که در ايام تنهايی تنهايم نگذاشتی.

زردملیجه

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید.....از یار آشنا سخن آشنا شنید///سر خدا که عارف سالک به کس نگفت.....درحیرتم که باده فروش از کجا شنید

باد صبا

مثل بوئيدن گل / پر می شم ز لحظه های عاشقی / حرف بزن که دوس دارم / گم بشم باز تو صدای عاشقی / به سرم زده هوای عاشقی / به سرم زده هوای عاشقی . سلام عزيزم. از لينکت ممنون. بازم به من سر بزن.

golbaba

سلام صبا جون . دوست دارم نظرت را در باره شعر دلتنگی های دختر افغان که در وبلاگ من امده را برايم بنويسی . برايم بنويس که عشق از نظر اين دختر افغان چه مفهومی دارد . مرسی .

یوسف

......... دلا در عاشقی ثابت قدم باش.........

galia

پرم از زمزمهک های نسيم.که به آرامی قصه ی عشق دو مجنون می گفت.غصه ی عشق را چه خوب بر دلم دچار می کرد...ديری است که در وادی عشق ايمن تر از نفس های باغچه را نتوان زمزمه کرد... برای خداحافظی اومدم...می رم از شهر که تنها يادگار غمم است...شايد برگشتی در پيم نباشد...به چه آسانی باختم شاپرک گمشده ام را... خداحافظ...جای شعرات هميشه برام خالی ميمونه...دلم تنگ است...بارانی بايد... سبز و موفق باشی ای باد...اگر از وادی من گذشتی به آنان بگو که چقدر تنهايم...

NaZiNa

سلام....كاش سوي تو دمي رخصت پروازم بود تا به سوي تو پرم بال و پري بازم بود ياد آن روز كه از همت بيدار جنون زين قفس تا سر كويت پر پروازم بود ديگر اكنون چه كنم زمزمه در پردة عشق دور از آن مرغ بهشتي كه هماوازم بود همچو طوطي به قفس با كه سخن ساز كنم دور از آن آينه رخسار كه همرازم بود خواستم عشق تو پنهان كنم و راه نداشت پيش اين اشك زبان بسته كه غمازم بود رفتي و بي تو ندارد غزلم گرمي و شور كه نگاهت مدد طبع سخن سازم بود... شاد باشی

atyaty

سلام.برام دعا کن که دستم دوباره به نوشتن باز بشه.خداحافظ.حالا که نيستم يه سری بهم بزن.

در تكاپوي معنا

نه! نگذاريد بانو!‌ نگذاريد که عشقتان به حقارت کشيده شود .... مواخذه حقارتي‌ست برای عشق. نگذاريد.