دلم براي خدا تنگ است:

اين بود!
همه ي عشقي که ميتوانستم
در دستهايم جاي دهم
تا به تو تقديم کنم!
"دوستت دارم "
براي همه ي لحظه هايي که براي زيستن
نام خدا در رگهايم نفس ميکشد

اميد را مثل همه ي نگاهم دوست دارم
و آينده را همانند چشمهايم ميبينم!

شايد که روزي نگاه ِ چشمهايم روي عشق ثابت شود
و شايد تمام صداي سازم
از گلوي بلبلي
در حصار لحظه ها
اوج گيرد و به آسمانها رسد...

کاش تنها کمي انسان تر بودم و کاش خدا را ميديدم که همين هواي پهلويي نشسته و مرا با نام ياس صدا ميزند!
آه که چقدر دلم براي خدا تنگ است.
براي آغوش مهربانش و براي بوسه هاي گرمش....
کاش يک بار ديگر خدا نام مرا صدا ميزد و
صداي مهربانش در عرش ميپيچيد :
ياس! ياس.... ياس!

و من سرشار از صداي خدا
و در نگاه او غرق ميشدم و ...
تمام دستهايم را به او اهدا ميکردم
کاش تنها کمي انسان تر بودم.

دلم براي خدا تنگ است.......
خداي مهربانم کوشي؟
25/3/82

/ 10 نظر / 7 بازدید
پیمان

سلام...کاش قالب موميايی تن را رها می کرديم...دنبال لبخند روز ميرفتيم...بدرود

بوتيمار

سلام * نزديک بود اول بشم که نشد * اين بشر انگار پای وبلاگ شما خوابيده *‌دفعه بعد ايشالله * خيلی زيبا بود *‌پايدار باشيد

اسموني

سلام...خدا در دل ماست ولی راست ميگی منم دلم ميخواد بشينم و ساعتها باهاش حرف بزنم..سبز و بهاری باشی..

شازده و شازده خانوم

خدا را ديدی از طرف من و شازده هم بهش بگو که مارا فراموش نکنه..در حال حاضر خيلی بهش احتياج داريم

باد صبا

سلام.اميد را مثل همه ي نگاهم دوست دارم و آينده را همانند چشمهايم ميبينم! خیلی زیباست. شاد باشی.

پاشا هاني

سلام. پيغام‌ات رو روی وبلاگ‌ام ديدم. ممنون. باز هم می‌نویسم؛ شاید جایی دیگر... منتظر باش و باز هم سر بزن. قربان‌ات

mina

سلام!!عالی بود!!به من هم سری بزن!!خوشحال می شوم!!

oham

و خدايی که در اين نزديکيست/لای اين شب بوها/پای آن کاج بلند........خدایاااااااااااااا

darya

سلاموووو خدا همين نزديکی است فقط کافی است که دستت را دراز کنی همين

saba

ياس من مي شناسمت از ازل اسمت رو حفظ کردم برای روز مبادا ، بعضی وقتها کودکانه فکر می کنم وقتی که گلدون ياس سفيدم دوباره گل داد روز مبادا ست ! به من سر بزن!