باد صبا وزيدن گرفت....

باد صبحگاهی همچون نسیم دل انگیز بهار میوزد..... و من در همه دلتنگیهایم غرق شده ام ... دلتنگیهایی که گاه به صورت شعری بر زبانم جاری میشود و مرا با خود به اوج نگاههای عاشق میبرد.
در این دلتنگیها .... شریک باد صبحگاهی صبــــــا باشید......
باشد که دلتنگیهایش کمی کاسته شود و روحش جاودان.

/ 4 نظر / 7 بازدید
آواره سراب

وزيدنت را تبريک ميگويم...فکر کنم از شروع وزيدنت کمتر از پنج ساعت ميگذرد...هنوز نوشتهات داغ است درست مثل نون داغی که پدر صبح ها ميخريد...يادش بخير چه روزهايی بود...خوشحالم که باز هم مينويسی ميدانم که اين مدت تنهايم نگذاشته بودی...ممنونم برايه همه چيز...افتخار ميکنم که در خانه ات که از ستاره فرش شده ٬ نشاني از کلبه کوچک من ديده ميشود( لينکم را ميگويم) ... بر در خرابه کوير زده ام نشاني خانه ات را چون ستاره اي پر نور آويخته ام (لينکت رو ميگويم) در تب انتظار آمدنت ميسوزم تا سری به من بزني و شادم سازي

محبت

باد صبا خبر از طراوت صبحدم عشق ميدهد و آرزويم اينست كه عطر دل انگيز حضورت مشام آزرده وجودم را مرهمي از همدلي باشد .............. خوش آمدي عزيزم ..... از بابت لوگو هم حسابي شرمنده كرديد ......

گوریه گور

با سلام . نگفته بودی که چه طور راهت به خانه ی کوچک من افتاده استت. شاید نخواسته بودی که بگوئی. اما به هر حال ... روی ورقه ی من راست کلیک کن . از منویEncoding گزینه ی Unicodeutft8 رو انتخاب کن. اگه بازم نشد بذارش روی Atou رو انتخاب کن .نتیجه رو بهم بگو.

سياوش

صبا جان ...يك پيشنهاد ...اجازه ميدي ؟ از موضوعات ديگه هم بنويس....باشه ؟