عاشقی

تو می آیی و می روی اصلا انگار نه انگار که من نشسته ام و زل زل به تو خیره شده ام.

می آیی از کنارم مثل نسیم لطیفی رد می شوی و می روی. رقصم می گیرد از ردت که افتاده روی دلم و لطافت قدم هایت که پیش و پس ذهنم را  از رد پا پر کرده.

می دوم دنبالت و تو رفته ای و تنها همان رد نسیم مانده و بس.

سر می گردانم دنبال تو که آن طرف تر ایستاده ای. آنقدر با وقار و با سخاوت.

و هی لب خنده هدیه می کنی، می دوم زیر لبهایت تا لب خنده هایت را جمع کنم. اما دریغ از صورتی ِ لب خنده های تو!

اشک  می شوم... می چکم روی زمین تا فرش شوم و تو از روی من بگذری، شاید فشار قدمهای تو مرا دفن کند... اما تو از سمت اقاقیها می روی و در بادها نا پدید می شوی. همان جا می خوابم تا خوابم بگیرد. شاید تو را به خواب به بی نم.

نوری می تابد روی من و من سبک می شوم و آرام آرام مثل بخار نرمی از سطح بودن جدا می شوم.

تو ایستاده ای به انتظارم! لبخنده هایت آرام می آیند و بال می شوند برای پروازم.... و تو آرام می گویی امتحانت را قبول شدی!

اولین گام عاشقی فدا شدن است.

 

/ 8 نظر / 7 بازدید
مهدیه

بوی یاس با مهدیه حرف میزند خیلی حرفها را من از یوی یاس شنیده ام باور کن یاس که خیلی زیبائیها را ازتنها با نگاه تو دیده ام و دلم لبریز از عطر سیب شد میخواهم صبر را از صبورترین عاشق عالم بیاموزم برایم دعا کن

خوبشاوند

و کاش آخرین گام باشد. می‌تونی الان وبلاگ‌ام رو می‌خونی. کامل‌تر شده آخه.

امیر حقیقی

تغزلاتی که مخاطبش : هر که بخواند است ، زیباست !

هادی(سکوت)

سلام اول ممنونم که اومدی و سر زدی ببخش اگه با شعرم ناراحتت کردم اما ذات شعر همینه گاهی رک میگه . اینم یه جور شعر نوشتنه که من گاهی ازش استفاده میکنم . درسته که رک و تلخ حرفشو زده شعر اما همین شعرا گاهی آرام بخش و لذت بخشن . درست مثل یه فنجان قهوه تلخ . و گاهی هم همین رک گوییه که به شعر زیبایی خاصی میده . بازم معذرت اگه ناراحتت کردم . بازم بیا خوشحال میشیم خدای سکوت نگهدارت باد . . .

سیاوش

سلام، می دونید که اسیر فیلترینگ شدیم، پس عذر من رو بپذیرید از اینکه دیر جواب می دهم.حق با شماست از 13 سال تا امروز خیلی چیزها تغییر کرده و من هم و نوشته هایم.به وبلاگتون آمدم و از آشنایی با شما خوشحالم