دانه های انار:

آمدی و دیدی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

همه ی سرخی صورتم را

بعد از آن فراق!

 

گفتمت:

"صورتم

چون برگ یاس بود سپید

 دانه های انار سرخش کرد."

 

خندیدی به سرخی دانه های انار، کفشهایت را گذاشتی دم در و آمدی تا کنار من...

گفتی: "حال آمده ام! یاس شو!!!"

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
ف.ف.

تا من هستم کی می خواد بياد اول بشه ؟ من الهی قربونت بشم عزيز دل فاطی .. خيلی ماهی ... x:x:

مجيد

سلام ،‌ خوبی ؟ وبلاگ زيبايی داری ، وقت کرديبه من هم يه سری بزن ... خوشحال می شيم

واله

سلام طرح شما زيبا بود. موفق باشيد.

نيلوفر

بلاگتون خيلي زيباست. نوشته هاش زيباتر . موفق باشي ياس سپيد

حاج حمید

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما دوست بزرگوار. اولین باریست که مهمون شما شدم. بسیار زیبا و دلنشین نوشته اید. لذت بردم. نام یاس نام زیباییست که انتخاب کردید . چرا که یاس بوی مهربانی میدهد. یاس یاد آور پاکی و مهربانی صدیقه کبری حضرت فاطمه است. . به هر حال براتون آرزوی موفقیت روز افزون دارم. واقعا با دیدن نام یاس دلم رفت بسوی ... خوشحال میشم به من هم سربزنید. مکنتظر حضور سبز و صمیمیتون هستم يا علی مدد. خدا نگهدار . ملتمس دعای چشم انتظاران ظهور : برادرتان حاج حميد

رهگذر

ياس ما هم ياس شد...

abbas

سلام.مرسی که سر زدی.موفق باشی

محبت

وای اينجا چقدر ناز شده !!!...مبارکه ..... از اينکه با اسم قشنگ خودت مينويسی خوشحالم ......... شايد يک روز من هم همين کار رو انجام بدم ........ مطلبت هم که مثل زلالی صفحه ات به دل ميشينه .......