حسبی الله


بی تو ثانیه ها در حبس ابد زنجیرند

مردم اینجا همه یک مشت بی تدبیرند

 

:در دست احداث



جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩٦ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ |

حسبی الله


مشاهده یادداشت خصوصی



سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٢ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ |

حسبی الله


زمین‌های یخ زده

و یک ترک به عمق دو جهل از فرق بشر

و آن طرف تر

کبریت نیم سوخته‌ی دخترک کبریت فروش

و حالا این من و یک تن مجروح از زخم‌های جنگ

جنگ نا تمامی که هنوز ادامه دارد

هنوز رد پاهای غریب پوتین‌های آمریکایی، تن مرا قاچ قاچ می‌کند

و مرد عینکی

با آن لقب دهان پر کن رئیس

در علف‌زار سبز دام‌ها نشسته است

و  چای گرم می‌نوشد

و نمی‌داند کشتزارهای چای شمال

دیگر چایشان سبز نیست، بس چای خارجی وارد کرده‌ایم.

 

پ.ن: شعر سیاسی!



یکشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٢ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ |

حسبی الله


مشاهده یادداشت خصوصی



چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ |

حسبی الله


برای شهید اکبر . . .

نیستی و شهری در سکوت است . . .
ماه هم به محاق می‌رود
من مانده‌ام و رد خاطرات غریبی که بوی بهشت می‌دهد
من مانده‌ام و آیه به آیه‌ی سوره‌ی مریمت
من مانده‌ام و دانه‌های فیروزه‌ای صلوات‌هایت
من مانده‌ام و شیشه‌ی خالی عطر بودنت
من مانده‌ام و یک لباس تکه تکه، پر از نبودنت
من مانده‌ام و آوار گلهای‌ محمدی لابلای آجرهای شکسته

از صدای آژیر قرمز هنوز می‌ترسم
از صدای انفجار، قلبم می‌ایستد
بوی خاک و خون می‌آید و نبودنت
هرچه دست دراز می‌کنم به تو نمی‌رسد
می‌گویند شهید شده‌ای و رفته‌ای
اما من هنوز آمدنت را باور دارم
یک شب از سمت آسمان می‌آیی . . . می‌دانم
دوباره قرآن ختمِ آمدنت می‌کنم.

 

 

--- بعد "حنیف منتظر قائم" نوشت:(در ادامه مطلب)



شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٢ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ |

حسبی الله


نامه های سلمان طرح های کوتاهی از واقعه ی خونین  رمضان است...


عکس ماه امشب افتاد در چاه
اشک‌های امشب‌ت هم برکت آب شد
امان از قدر دیگر...
-----------1-----------

آن شب که شق القمرِ
پیامبر دید
دانست در
رمضان چه‌خواهد شد.

-----------2-----------

فردا شب خرماها و گرده‌ی نان ها
شرمنده‌ی یتیمان میشوند.

----------3------------

امروز
رجب* در زمین جوشید
عشق در شیر یتیمان حل شد.

-----------4-----------

امشب هزار یتیم کوفی
بی‌پدر شدند.

----------5------------

کوفیان امشب
نامه‌هایشان را
با خون علی مهر می کنند.

----------6------------

نخلستان
امشب جای خرما
ناله زایید.

----------7------------

خاک کوفه آبستن
اشک شد
صدها هزار
دُرِ نجف جوشید.

----------8------------

تو مپندار کوفی سر خود کوفی گشت
کودک کوفی, سردار یزید شد.

----------9------------

بابا امشب
داغ مادر تازه کرد.

----------10------------

شیر سفره‌ی افطار قسمت سحر شد.

-----------11-----------

 پسر

خضاب خون

از پدر آموخت.

------------12-----------

*رجب نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است.



چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۱ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ |

حسبی الله


مشاهده یادداشت خصوصی



چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ |

حسبی الله


مشاهده یادداشت خصوصی



چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ |

حسبی الله


مشاهده یادداشت خصوصی



چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ |


Design By : Night Skin