حسبی الله


سلام که مثل آبشار میریزد پایین
مثل من که از تو می افتم پایین
می افتم و میخندم
خیس میشوم مثل آبهای آبشار
نمیفهمم افتادن از تو چه دردی دارد
میافتم و میخندم فقط
باید کفشهایم را میکندم
کفشها تعلقات دنیایند
نمیشود با آنها از تو بالا رفت
باید کفشها را کند و
بالا رفت...
دلم بالا رفتن از آبشار تو را میخواهد
دستهایم را بگیر
            بالا ببرم.

.....................................................

اگر باور می کنید! این هم یک خاطره است.



شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ |


Design By : Night Skin