حسبی الله


من همه ی حواسم را تقدیم کردم

به شیطانکهای کوچک احساسم.

همان هایی که گاه

احساس مرا نا امید می کنند و

گاه مغرور به عشق.

همان شیطانکهای کوچکی که

سر کلاس به من لبخند میزنند و

یواشکی چشمهایشان پر میشود از دویدن رو احساس ِ من....

راستی امروز بقچه ی کوچک دلم زیر اشکهای یک شیطانک باز شد
و من به خنده اش خندیدم!

و همین امروز بود که گاهی چهره ام اخم میشد و لحظه ای بعد همه عشق....

لذت آموزاندن آنقدر مهربان است

که جز لبخندِ خسته ای که به صورت چروک خورده ی معلمی میگذارد

او را عاشق تر نیز میکند.

راستی احساس تو چند

شیطانک دارد؟


در ضمن وبلاگ جلسات شعر هم راه اندازی شد! حتما هر سه شنبه اگر نيومدين جلسات شعر وبلاگ (سه شنبه ها...) ‌ رو بخونيد.

جمعه ٧ آذر ۱۳۸٢ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ |


Design By : Night Skin