حسبی الله


آمدی و دیدی

همه ی سرخی صورتم را

بعد از آن فراق!

 

گفتمت:

"صورتم

چون برگ یاس بود سپید

 دانه های انار سرخش کرد."

 

خندیدی به سرخی دانه های انار، کفشهایت را گذاشتی دم در و آمدی تا کنار من...

گفتی: "حال آمده ام! یاس شو!!!"

 



سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٢ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ |


Design By : Night Skin