حسبی الله




نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پير دگر باره جوان خواهد شد.
---------------------------------------------------------


دلم امروز يک بغل اميد ميخواست
صداي اشکم که بلند شد
باز خدا آرام و نرم به در خانه ام آمد.
پشت در ايستاد
در زد

در را که گشودم
خدا بود
چشم در چشمم شد و نگاهم را بوسه زد.

گفت:
« سال نو است
و سال تو.
اين بغل اميد، هديه ام.»

تعارفش کردم به خانه
تا مهمانم شود لحظه اي
کوله اي نشانم داد پر بود از اميد.

گفت :
«اينها امانت مردمانم است
بايد برايشان ببرم»

اصراري نکردم.
اميدم را گرفتم و بوسيدم و در قلبم آويزان کردم.
خدا خنديد
من هم
صداي خندمان يکي شد

و خدا رفت

همانقدر آرام و سبک که آمده بود

خدا آمد
اميدم داد
و رفت
به همين سادگي!
خدا به در خانه ي تو هم مي آيد .
منتظرش باش
مي آيد.....
سال نو مبارک!


یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٢ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ |


Design By : Night Skin