حسبی الله


شب های شهریوری
رود ستاره گان که جاری زمین می شود
یاد آخرین سیب های بوسه های مادر می افتم
کنار درب دبستان
حالا
کم کم خرمالوهای گیسوانش را رنگ می کند
دبستان تمام شده
اما سیب های مادر تمامی ندارد، چهار فصل سال درخت محبتش سیب می‌دهد.



شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ |

حسبی الله


چونان اسماعیل شده‌ام

با پای خود به قربان‌گاه عشق می‌روم

صله‌ای نازل نمی‌شود

انگار او مرا مذبوح پسندد

و "من عشقه قتله"



سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ |


Design By : Night Skin