حسبی الله


تویی که همیشه به یاد منی و من نه

من آسوده ی بی خیالی ام و تو دلداده ی اندیشه

من رمیده ام، تو منتظر

نمی دانم تب کرده ام امشب، یا مثل همیشه هذیان می گویم . اما....

اما تو که به حرف های بی هنگام من عادت داری...

به این لالایی خواندن هایم برای خودم و خوابم نبردن هایم

اصلا من بی تو که معنی ندارم

من نامت را می برم. مثل همیشه بگو حاضر...

نامم را ببر، جوابی نمی شنوی!  این لحن صدایت مرا مدهوش می کند و من مثل همیشه غایبم.



پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ |


Design By : Night Skin